پیام کانون علمی – فرهنگی شهید استاد عبدالقادر توانا به مناسبت سی و پنجمین سالروز خروج نیروهای اشغالگر شوروی از افغانستان

پیام کانون شهید استاد عبدالقادر توانا به مناسبت سی و پنجمین سالروز خروج نیروهای اشغالگر شوروی از کشور

نحمده و نصلی علی رسله الکریم
فاعوذ بالله من الشیطن الرجیم
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
بار دیگر در آستانه سالروز شکست فضیحت‌بار اتحاد شوروی وقت قرارگرفته آیم.
بیست و ششم ماه دلو، مصادف است با سی و پنجمین سالروز شکست و اخراج ذلت‌بار ارتش سرخ شوروی در افغانستان، بجا می‌دانم این موفقیت عظیم را خدمت خانواده‌های معظم شهدای انقلاب اسلامی کشور تبریک و مبارک باد عرض نموده و به ارواح طیبه شهدای معظم جهاد درود می‌فرستم. از اخراج نیروهای ارتش سرخ سی پنج سال سپری گردید، این خروج، پایان اشغال در افغانستان نبوده و از آن، طی این سال‌ها شاهد چندین اشغال و تجاوز دیگر نیز بوده‌ایم.
حال این‌که این روز ازلحاظ تاریخی، سیاسی و اجتماعی چه پیامدهایی برای مردم افغانستان داشته، باید از ابعاد مختلف موردبررسی قرار گیرد.
خروج نیروهای اشغالگر و پیامدهای آن در افغانستان، بستر گستره‌ای برای تاخت‌وتاز نیروهای خارجی بوده که به نام اشغال و شکست، خروج و غرور در تاریخ رقم خورده است.
اما شوربختانه، پیامد پیروزی‌ها در اين ديار کمتر از تجاوزات خونین نبوده است؛ از همین رو لازم می‌دانم تا روی پیامد خروج ارتش اشغالگر شوروی وقت، قدری مکث صورت گیرد.
این‌که شکست متجاوزین به دست ملت مجاهد افغانستان، مایة غرور و افتخار است، قابل‌انکار نیست؛ اما ملت افغانستان هيچ‌گاه شهد پیروزی را به‌گونة شايسته نچشیده. چراکه بلافاصله بعد از هر پيروزی، اختلاف‌ها، تفرقه‌ها و هزار مصيبت ديگر رخ نموده و کام مردم ما را تلخ و زهرآگين ساخته است.
همان‌طور که ورود متجاوزان به سرزمین ما برای مردم پیامد خوبی نداشته، خروجشان نیز اثرات نامطلوبي را بر زندگی آن‌ها گذاشته است.
ناگفته پیداست که تجاوز از هر حیث هزینه می‌طلبد، چنانچه شوروی سابق ازلحاظ سیاسی در جهان، منزوی گردید و از رهگذر اقتصادی ورشکسته شد وازدید اجتماعی متلاشی و به چالش‌های متعدد گرفتار شد، سرانجام اتحاد جماهیر شوری به کشورهای کوچک تقسیم و کمونیسم به قبرستان تاریخ دفن گردید.
و اما ببينيم پیامد و اثر شکست شوروی سابق برای مردم افغانستان چه بوده است؟
روز بيست‌وشش دلو، نقطة عطفی در تاریخ افغانستان به شمار می‌رود که ملتِ ما شکست یک ابرقدرت جهانی را به نام خود رقم زدند؛ روزی كه رشادت‌ها و جان‌فشانی‌های مردم مظلوم ما به بار نشست و پيروزی افتخارآفرينِ آنان را جهانيان با شگفتی به نظاره نشستند.
اما دریغا که این پیروزیِ بزرگ برای آن‌ها پیامدهای چندان خوشایندی نداشت. درست است که این پیروزی، بیانیه‌ها و سخنانِ سخنرانان را به خاطر يادبود پیروزی در پشت میزهای خطابه، رنگین‌تر ساخت؛ ولی این پیروزی نتوانست از دنیایِ شعار به جهانِ معنی راه پیداکرده و راهگشای پیروزی‌های بزرگ‌تر برای جریان‌های اسلامی در جهان و به‌خصوص نهضت اسلامی در استقرار یک نظام مقتدر اسلامی در افغانستان گردد.
از دیدگاه بنده اینکه چرا جریان‌های جهادی نتوانستند بعد از شکست ارتش اشغالگر شوروی حکومت مقتدر اسلامی را در کشور مستقر سازند، در آن سه عامل اساسی را می‌توانید پیدا کرد.
1- بعد از خروج نیروهای ارتش سرخ، آمریکا و شوروی و کشورهای منطقه حتی برخی از کشورهای اسلامی متحدانه از ایجاد نظام اسلامی و جهادی در افغانستان جلوگیری کردند.
2- نبود زعامت سلیم و حکیم و مقتدر که از سعه‌صدر و نبوغ سیاسی لازم در رهبری کشور و در شناخت دشمنان اسلام ‌‌ و جهاد از بصیرت لازم برخوردار می‌بود، متأسفانه طوری که تاریخ چهار دهه اخیر نشان داد در میان رهبران محترم احزاب جهادی وجود نداشت.
3- انحراف فکری تعداد از جریان‌های جهادی، از اسلام‌گرایی به قوم‌گرایی و اختلاف بیش‌ازحد میان رهبران و فرماندهان ارشد، جهاد به نام خدا شروع شد اما به قوم‌گرایی پایان یافت.
مع الاسف؛ ایجاد و استقرار حکومت مقتدر اسلامی و جهادی که التیام‌بخش زخم‌های وارثین شهدای انقلاب اسلامی و خواست تمام حرکت‌های اسلامی معاصر را در برمی‌گرفت بنابر عوامل فوق تحقق نیافت.
بدون تفکیک مع الاسف تمام جریان‌های سیاسی و جهادی کشور هرکدام به‌گونه‌ای در این مصیبت عظما شریک و سهیم هستند.
آری؛ از روز تاریخی ۲۶ دلو، سالروز خروج نيروهای ارتش سرخ اتحاد جماهير شوروی سابق از كشور، تجليل مي‌كنيم.
گرامیداشتِ اين روز بدان جهت كه روس‌ها به ناتوانی‌شان در برابر ملت مجاهد افغانستان معترف شده و چاره را در خروج ديدند، برای ما غرورآفرين مي‌باشد.
اما بااین‌وجود، براي بسياري از مردم اين پرسش باقی است كه طي اين چند سال پس از خروج روس‌ها از كشور، چه تفاوت‌هایی در وضع آنان آمده است تا لذت زندگی در استقلال را به آنان چشانده باشد؟
این پیروزی بزرگ، تلخی‌های فراوان زيادی را نيز به دنبال داشت که نیاز به يادآوری آن‌همه نیست. ۲۶ دلو نقطة پایان تجاوز نبود؛ بلکه این پيروزی آبستن یک تجاوز و یا چندین تجاوز دیگر بود.
شوروی‌ سابق پس از خروج، حکومت دست‌نشانده، وابسته و زير حمايت خود را در افغانستان برجای گذاشت.
در اين زمان، از يك‌سو روس‌ها بر تحميل اين حكومت بر مردم افغانستان تلاش داشتند و از طرف ديگر آمریکا و غرب برای تشكيل يك حكومت سرسپرده در كابل، به‌شدت كار می‌کردند؛
تجاوز در افغانستان یک امر جاافتاده و نهادینه‌شده است؛ با خروج شوروی‌ها، تلاش‌های هدفمند و سازمان‌یافته طوری که در فوق تذکر داده شد، همکاری شرق و غرب به‌منظور جلوگیری از ایجاد یک نظام مقتدر اسلامی آغاز شد و سعی بر آن گردیده بود تا جای خالی آن‌ها را، مهره‌های وابسته به خودشان بگیرد که طی سال‌های متمادی پیامدهای مصیبت‌بار آن را در همه نقاط افغانستان شاهد بودیم.
هر کشوری با توجه به منافع سیاسی خویش جریان‌های را حمایت و‌ در اختیار آن‌ها پول و اسلحه قرار می‌داد و متقاعد می‌کرد تا در جنگ‌افروزی و ویرانی افغانستان سوخته، از تجاوز شوروی گویا سبقت را از یکدیگر بربایند، افغانستان به میدان جنگ نیابتی میان کشورها استعماری و منطقه تبدیل گردید، آن‌قدر گروه‌های و جریان‌ها با یکدیگر بر سر قدرت جنگیدند تا جریان دیگری به نام امارت اسلامی ظهور کرد و در کوتاه‌مدت توانست بر تمام آن‌ها غلبه حاصل کند.
عبدالرووف توانا
رییس کانون علمی – فرهنگی شهید استاد عبدالقادر توانا

نظرات بسته شده است.