موارد اعتصام به حبل‌الله (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)

اعتصام به حبل‌الله

همگی به ریسمان ناگسستنی (قرآن) خدا تمسک کنید و پراگنده نشوید.
عده‌ای از دانشمندان اسلامی موارد اعتصام و التزام به قرآن و سنت را در شش مورد چنین خلاصه نموده‌اند:
1- قبل از همه‌چیز کنار گذاشتن شهوات و کشش‌های منفی که زمینه‌ساز تبعیضات نابجای عشیره‌ای، نژادی، گروهی و مذهبی و سایر موارد اختلاف می‌گردد، و اسلام و مسلمین را در نگاه دیگران وارونه جلوه داده و نسبت به این آیین نجات‌بخش آسمانی بدبین می‌گردند و با راه‌اندازی تهاجمات فرهنگی، فکری، اقتصادی، سیاسی و نظامی بر مسلمین می‌تازند و از این ضعف مسلمین (تفرق و تشتت) سود برده و گروه‌های مختلف را تحت پوشش دین ایجاد می‌نمایند و در خفا آن‌ها را تسلیح و تجهیز کرده و در مقابل همدیگر قرار می‌دهند و از جانبی هم یک عده جوانان و سایر اقطاب بی‌خبر از روح مطلب دین که تربیت نیافته‌اند و از تهذيب و تأدیب به دور، تمامی هم‌وغمشان تخریب برادران مسلمان و تکفیر پیروان قرآن بوده و در این مسیر با همه سنگدلی و قسی‌القلبی گام می‌بردارند و می‌کشند و کشته می‌شوند.
درگیری‌های ذات البینی مسلمين اعم از نژادی، گروهی و مذهبی و سایر موارد انشعاب و اختلاف ازاین‌گونه برداشت‌های نادرست از دين منشأ گرفته و در کمال بی‌دینی، دین را تخریب و مسلمین را ضعیف و بی‌عزت و آواره و دربه‌در کرده است، فعلاً در تمام دنیا بی‌ارزش‌ترین، آواره‌ترین، ذلیل‌ترین و بی‌برنامه‌ترین و مستضعف‌ترین مردم، مسلمانان‌اند، آیا متوجه شده‌ایم که آوارگان جنگ اوکراین در ممالک اروپايي چگونه بدرقه شده و پذیرایی می‌شوند، اما متأسفانه مهاجرین ملت مظلوم افغانستان و سایر مسلمین جهان باکمال بی‌حرمتی نه‌تنها در ممالک غیر اسلامی بلکه از طرف کشورهای نام نهاد اسلامي چگونه اذیت می‌شوند و تحقیر و توهین می‌گردند، حتی بعضاً تا سرحد مرگ؟ آیا این‌گونه رفتار از دین منشأ می‌گیرد و یا اینکه از برداشت‌های متحجرانه و نادرست از دین؟!
به تعبیر سید جمال‌الدین افغان: (در ممالک کفری که رفتم، مشاهده کردم که آنجا اسلام بود اما مسلمان نه اما در کشورهای اسلامی که سفر نمودم، متوجه شدم که آنجا مسلمان بود اما اسلام نه).
بر وفق نگرش سید افغان و به اساس همین‌گونه طرز دید ها و عملکردهای ناصواب، علی‌الخصوص که در اندیشه‌ای اکثریت رهبران جوامع اسلامی (زعما، علما و ثروتمندان) ریشه دوانیده باشد، بدون شک جوامع اسلامی به صوب پراکندگی و فروپاشی مسیر گرفته و درنهایت دشمنان اسلام یک گروه را بر ضد دیگری تحریک و تجهیز نموده و در میدان‌ها جنگ و جنجال و قتل و قتال کشانیده و سرانجام بر همه‌ای آنان چیره شده و غلبه می‌یابند.
زمانی گره از این معضل بس بزرگ گشوده خواهد شد و راه بیرون رفت حاصل خواهد گردید که از خودشناسی و خداشناسی و جامعه‌شناسی علمی و عملی به یاری خدای زمین و زمان استمداد بجوییم و بر مبنای آن عملاً در مسیر اصلاح و تهذیب نفس متکی به قرآن و احادیث گام‌های متین و استوار برداریم.
2- مرحله‌ای دوم لازمه‌ای اعتصام به حبل‌الله این است که: آیینه ایمان، عقاید و عرصه اعمال از همه مظاهر شرک، بدعت، انحراف و جهالت پاک‌سازی شوند، چون‌که اعمال و اقوال غیرمسئولانه، ناصواب و انحرافی عده‌ای از سردمداران سیاست، علمیت و مالکان ثروت و سایر مسؤولین و منسوبین در جوامع اسلامی، سبب بدنامی دین و دین‌داران شده و از این دین انسان‌ساز و جامعه‌ساز متأسفانه تصویر نامرغوب و ناشایستی به دنیا داده‌شده است. لهذا با ارائه چهره‌ای اصلی و حقیقی دین بر مبنای نشر و پخش حقایق دینی بر مقتضای زمان و بر وفق حکمت‌های دینی، بایست ضمایر و بواطن کافه‌ای بشریت دوباره تسخير و روزنه‌ای به خاطر راه‌یابی نور ایمان در قلوب ایشان گشوده شود و مطابق فرموده‌ای پروردگار: (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ) به تثبيت رسد که این امت، امت واحد بوده و دارای دین واحد می‌باشند، تفرق و تشتت در آن راه نداشته مگر زمانی که پیروانش به انحراف‌گرایند و به جهت رکود و حتی سقوط عملاً مسیر بگیرند.
در حالیکه اسلام دین واحد و اقوم بوده و رسالت حقیقی آن بر مبنای نجات حضرت انسان از هرگونه مظالم اجتماعی و استبداد فکری در همه عصرها و نسل‌ها استوار بوده و آرامی، سعادت، سلامت و آزادگی حقیقی را به کافه‌ای جن و انس به ارمغان می‌آورد، به تعبير قرآن پاک: (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ)
به‌راستی این قرآن به‌جانب استوارترین (اندیشه‌ها و اعمال، انسان‌ها را) راهنمایی می‌نماید.
3- مرحله‌ سوم تمسک و التزام به قرآن بدین معناست که: در پی ابراز تفسیر و تبیین ساده، آسان و روشن حقیقت دین طوری متصدی شد که عاری از هرگونه جعلیات، مزخرفات، جهالات و اختلافات مذهبی و گروهی و عملکردهای…
ناصواب و تشویش افزا که از طرف مغرضین و یا غفلت و جهالت منسوبین، بدان نسبت داده‌شده است، کاملاً عاری گردد تا باشد که تصویر درست چهره‌ای حقیقی و رحمت آورش به دنیا معرفی گردد و بشریت دور از هرگونه فضایل و ارزش‌های عالی انسانی و اسلامی به آن عاشقانه روی بیاورند و هدایت شوند و به‌سلامتی و سعادت اصلی و حقیقی که عنقای زمان ما شده، دست یابند و قلوبشان از نور ایمان منور و پراکندگی بواطن شأن به انسجام توحیدی مبدل گردیده و با ارضای خواسته‌های فطری شأن نور معرفت پروردگار را استقبال، مفهوم اصلی انسانیت را درک و آرامش باطنی را احساس و حتی لمس می‌نمایند. (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ).
4- در مرحله‌ای چهارم تمسک و التزام به قرآن این است:
در رابطه به تبلیغ و نشر حقایق اسلامی سروسامان و انتظام درست در چو کات حکمت‌های دینی و بر مقتضای زمان داده شود و به‌منظور برآورده شدن این مأمول نظام و سیستم شایسته برای همه ممالک طوری در نظر گرفته شود که باتربیت و تقدیم دعوتگران مخلص و توانا و مرشدان حکیم و دوراندیش که از انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی دقیق برخوردار باشند، رنگ و روی اصلی و حقیقی دین مقدس اسلام همانند صدر اول بازتاب یابد و لکه‌های ننگینی که از اثر گفتار و کردار مسؤولین و منسوبین غافل و نفس‌پرور و شهوت نسب در پوشش دین، داغ‌ها و لکه‌های سیاه آن بر آیینه صاف و بیغش این آیین آسمانی، در مقاطع مختلف تاریخ تأثیرات منفی خود را بجا گذاشته و سبب دوری بشریت دور از اسلام و سردی و خنکی عده‌ای از جوانان مسلمان شده است. از دامان این آیین پاک الهی زدوده شود و پاک گردد.
5- مورد پنجم لازمه اعتصام و تمسک به قرآن این است که: با دقت و دوراندیشی امور اقتصادی جماعت‌های اسلامی به‌طور هدفمندانه و آگاهانه بهبود یابد و از طریق سازمان‌ها و تشکیلات اقتصادی جهانی در پی تحقق این امر باید بود و از غفلت و سهل‌انگاری در این راستا طور جدی بایست پرهیز کرد و مساعی لازم و مستمر به خرج داد تا از چپاول دارایی‌های زیرزمینی و روی زمینی ممالک اسلامی توسط مستکبرین جهانی و دزدان حرفوی و قسی‌القلب شأن که با تدابیر شیطان مآبانه و تکنولوژی مدرن و پیشرفته مجهز می‌باشند، جلوگیری به عمل آید. با تأسف که فعلاً همه داشتگی‌های جهان اسلام از اثر غفلت و دوری ما از دین و قرار داشتن مزدوران و اجیران اغیار و بیگانگان در رأس زعامت‌های ناسلیم، فقر و تهی‌دستی در اکثر کشورهای اسلامی بیداد می‌نماید.
6- مرحله‌ای ششم اعتصام و التزام به قرآن این است که: با تبعیت از دستور پروردگار که فرموده است:
(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة)
مسلمانان همه توان علمی و اقتصادی و انسانی خویش را برای تشکیل نیروی نظامی قوی بخرچ دهند، البته این آماده‌سازی به‌هیچ‌وجه مانند استعمار گران و کشورگشایان بی‌دین و سلطه‌جو و زورگو نبوده و نمی‌باشد، چراکه فطرت و طبیعت این دین الهی بر اساس رفق و مهربانی و انسان‌دوستی و عدالت‌پروری و احیای ارزش‌های انسانی و اسلامی استوار بوده و به‌کرات و مرآت در ساحات عملی حکومت‌داری و در میدان‌ها تقابل و رویارویی با دشمنانش تجربه‌شده و به اثبات رسیده است‌ که‌ هدف نهایی از مبارزات و جهاد اسلامی، نجات حضرت انسان از زیر یوغ هرگونه مظالم فردی و اجتماعی، انحرافات و جهل و گمراهی بوده و تعمیم عدالت و آزادگی و بخشندگی و سخاوت و جوانمردی از مشرب این دین مبارک محسوب می‌گردد، مگر مثال‌های عملی آن را از ورای تاریخ مطالعه نکرده‌ایم که پیامبرمان در نامه‌هایش به امپراتوران و قدرتمندان زمان تأکید می‌فرماید: اسلام بیاورید تا به‌سلامت باشید، در آن صورت یعنی قبول اسلام شمارا با دولت و سلطنتتان ابقا می‌نمایم، این حقیقت را بیان می‌دارد که هدف از جهاد و مبارزه‌ای اسلامی غصب ثروت‌ها و جغرافیای کشورها نیست بلکه هدف نهایی آن تسخير بواطن و وجدان ملت‌هاست، زعمای اصلی اسلام هیچ‌گاه بر اجساد مردم حکومت نکرده‌اند بلکه در قلوب ساکنین هر دیار حکومت خویش را مستقر نموده‌اند، بنابراین از نگاه استراتژی این دين تشکیل نیروی نظامی قوی به خاطر تقابل با متجاوزین، دفاع از مظلومین و مستضعفین و تعمیم عدالت و آزادگی درروی زمین است نه اینکه به‌سان مستکبرین و بی‌دینان سلطه‌جویی و قتل و قتال و خونریزی و غصب و چپاول دارایی‌های مستضعفین و محرومین.
آن چنانکه حضرت عمر «رض«
در حین احضار والی مصر با پسرش از مصر به مدینه، آن‌هم به خاطر یک سیلی که پسر والی پسر قبطی (غیرمسلمان) را زده بود، بعد از گرفتن قصاص به‌جانب والی روی گردانده و می‌فرماید: از چه وقت بدین سو مردم را غلام و برده‌ای خودساخته‌اید، در حالیکه آن‌ها را مادران شأن آزاد به دنیا آورده‌اند.
این است فضیلت، عدالت و انسانیت و حد نهایی تطبیق آن‌که اصلاً نظیر آن به‌جز از دین مقدس پیامبر آخرالزمان و پیروان موثقش در هیچ اندیشه و طرز فکر دیگر دیده نشده و دیده نخواهد شد.
رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ

نظرات بسته شده است.